بازم مثل هميشه قطره اشك روگوشه چشمم سنگيني مي كنه
قطره اي كه دوست داره از گوشه چشمم بيوفته پايين
و روي صورتم سرسره بازي كنه
قطره اي كه به محض پايين آومدن از صورتم ناپديد ميشه و صورتم و
با كوله باري از غم تنها ميزاره
قطره اشكي كوچك با دلي بزرگ اما عمري كوتاه
قطره اي كه تمام غم و غصه دلم و با خودش مي بره
و ديگه چيزي براي دلم نميزاره
اي كاش چروكي روي صورتم بوجود بياد و براي هميشه قطره اشك
و روي صورتم نگه داره.........
ميخوام تو تنهايي دلم باغي سوت و كور بوجود بيارم
باغي با درختاي غمگين و ساكت مثل دلم
با يه نيمكت براي دو نفر من و تو تنها
من و تو تنها كنار هم روي نيمكت تنهايي دلم
ميخوام حرفاي دلمو بريزم واست بيرون
حرفايي كه مثل يه بغض گلومو مي فشاره
حرفايي فقط براي تو
براي تو كه تو دل تنهام پا گذاشتي
براي تو كه كنارم روي نيمكت تنهاييم نشستي و نگاهم ميكني
براي تو كه منتظر شنيدن حرف دل مني
براي كسي كه تو دل تنهام فقط اون مي تونه پا بزاره......

در عالم تنهایی ام تنها پناهم تو هستی
چون موج عشق در این دلم تنها پناهم تو هستی
در دفتر شعر و ادب هر چه نوشتم از تو بود
از این که تنهایم ولی شعر و ترانه ام تو هستی
در خواب شبهای سیام کابوس تلخ بی دلیل
اما تو شبهای خوش و سپید بارم تو ،هستی
این که دلم را دست تو بسپارم و از تو بخوام
ای نازنین خشک است دلم لیک ،جویبارم تو هستی

دلم مثل دلت خونه شقایق
چشام دریای بارونه شقایق
مثل مردن میمونه دل بریدن
ولی دل بستن آسونه شقایق
شقایق درد من یکی دو تا نیست
آخه درد من از بیگانه ها نیست
کسی خشکیده خون من رو دستاش
که حتی یک نفس از من جدا نیست
شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق
شقایق اینجا من خیلی غریبم
آخه اینجا کسی عاشق نمیشه
عزای عشق غصه اش جنس کوهه
دل ویرون من از جنس شیشه
شقایق آخرین عاشق تو بودی
تو مردی و پس از تو عاشقی مرد
تو رو آخر سراب و عشق و حسرت
ته گلخونه های بی کسی برد
شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق
دویدیم و دویدیم و دویدیم
به شبهای پر از قصه رسیدیم
گره زد سرنوشتامونو تقدیر
ولی ما عاقبت از هم بریدیم
شقایق جای تو دشت خدا بود
نه تو گلدون نه توی قصه ها بود
حالا از تو فقط این مونده باقی
که سالار تمومه عاشقایی
شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق

همیشه می پنداشتم که بهترین کسی هستم که عاشقت شدم
اما با رفتنت به من گفتی که
بهترین کسی هستم که می توانم چشم به راهت باشم.
فريادكردم با صداي بي صدايم
حرف زدم نه با زبان سر با زبان دل كسي نشنيد
اشك ريختم كسي اشكم را نديد
در خلوت دل تنها ماندم كسي دستم نگرفت
كسي نپرسيد كه چرا اينگونه تنهايي
كسي نخواست بداند دلي كه براي هر دلي
که روزي دلتنگ و گريان بود كارش شاد كردن بود
حال چرا غمگين و سنگين است
اينهمه درد چيست
اين دردها از آن كيست
چرا توان سخن گفتنم نيست
اين بغض از چه چيز در گلويم مانده
اين بار سنگين چرا بر دوشم نشسته
هر چيز توانم گفت الا درد دل كه
در سينه ام نهفته است زبان ياري نمي كند
نه دست طاقت نوشتن دارد
راستي اين درد سنگين و اين دلتنگي
از آن روزهاي زيباي شاد بهار است ولي چرا ...

دوست دارم تو را در آغوش بگیرم و گریه
کنم........
دلم بدجوری هواتو کرده .........
کاش می توانستم دستان گرمت را بگیرم .........!!!
کاش می توانستم از نزدیک در چشمان عاشقت نگاه کنم
اما این فاصله بین من و تو نمی گذارد تنها عشقم را از نزدیک ببینم
ای خدا این فاصله را از میان ما محو کن که دیگر طاقتم به پایان رسید....!!!
دیگر طاقت این دوری را ندارم....
عشق پر از درد است اما دوری از عشق پر درد تر از یک درد
است.....!!!!!!
سرنوشت سر به سر اوقات تلخ من نگذار که بدجوری دلتنگم........
دوباره باز گلممممممممم من دلتنگم ومثل همیشه تنها یادت، تو
این تنهایی ها سنگ صبور منه .پس.................
عاشقانه چشمهایم را میبندم و تو را در
خیالم تصور میکنم نمی دانی که
چقدر خیال تو برایم لذت بخش است ،از هر چیز در این دنیا برایم
شیرین ترهستی پس چشمهایم را میبندم و با تمام وجود احساست
می کنم و می گویم:
دوستت دارم

شب شده ساکته دوباره خونه
می گرده دل دنبال یک بهونه
می گرده باز گنجه ی خاطراتو
پی یه حرف ناب و عاشقونه
عکس تو رو باز می ذاره روبروش
که تا ته شب واسه تو بخونه
دلم تو التهابه که چه جوری
قدر چشای نازتو بدونه
تو عصری که قحطی عطر یاسه
اما به جاش دوست دارم گرونه
کافیه اسمتو یه جا ببینم
تا حس شعرم بزنه جوونه
من نمی تونم بگم اندازه شو
اینو فقط شاید خدا بدونه
محاله که عشق ما رو ندونن
برو سئوال کن از گلای پونه
اگه بخوان خیلی کم از تو بگن
می گن همون که خیلی مهربونه؟
بی خبری تو ولی از حال من
میندازم اینو گردن زمونه
چقد حسودیم میشه وقتی همه
بهم می گن دل تو پیش اونه؟
من خودمو باز می زنم به اون راه
می گم بیارید واسه من نشونه
اما تا کی فریب بدم دلم رو
اون داره کلی آدرس و نشونه
مهم ولی تویی که اسم نازت
با من یه جایی پشت آسمونه
اونا نمی دونن ستاره هامون
دو تاس ولی توی یه کهکشونه
اینو بخون تا دوباره بدونی
دیوونتم ، دیوونتم ، دیوونه
1.jpg)
نم نم باران چشمانم گل سرخ یادگاریت را تر کرد. خیسیی چشمان اشک آلودم غم عشق تو را فریاد زد.
تا بدانی دل کوچکم خسته تر از همیشه دنبال عطر نفس های تو می گردد.
کاش این جدایی پایان یابد تا بار دیگر گرمای داشتنت تن سرد و خشک مرا جانی دوباره دهد .

جشن تو جشن تولد تموم خوبیاس..
جشن تو شروع زیبای تموم شادیاس..
جشن تو طلوع یک روزه مقدسه برام..
وقت شکر گذاریه بسوی درگاه خداست...
عزیزم تولدت مبارک..
مهربونم تولدت مبارک..
گلم تولدت مبارک..
امید من تولدت مبارک.
عزیزدلم دوستت دارم تولدت مبارک

باور نمی كنی كه خنده هايم چه بغض هايی را در خود پنهان دارد
آری ... من ... با دقايقم ... با زندگيم لجبازی می كنم
نازنينم ! غروب بار سنگين دلتنگی مرا هر شب به دوش می كشد
سنگينی پلكهايم و نگاهی كه ديدن را از ياد برده
كوركورانه زيستن را خوب آموختم
توان نوشتن ندارم
واژه هايم گرد و غبار گرفته
باور كن كه باورت كردم.


آمار
وبلاگ: